السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

627

تفسير الميزان ( فارسي )

شقاوت مترتب مىشود و اين آثار معلول صورتى است كه آن صورت بعد از جمع آمدن علتهايى كه معد آن است يعنى مخالفتهايى محدود ، پيدا مىشود ، پس مخالفتهاى نامبرده علت پيدايش آن صورت و نوعيت است و آن صورت ، علت است براى پيدايش آثار مناسب با خودش ، و عذاب عبارتست از ترتب آن آثار بر آن صورت ، نه اينكه آثار نامبرده مستقيما بلا واسطه معلول آن علل ( مخالفتها ) باشد ، تا بگويى : مخالفتها محدود و انگشت شمار است ، چرا بايد عذابش بى نهايت باشد ؟ با اينكه محال است متناهى ، اثر نامتناهى داشته باشد . نظير همان مثالى كه قبلا زديم ، كه ابر و باد و مه و خورشيد و فلك و صدها عوامل ديگر ، كه يا علتهاى مهيا كننده هستند و يا مقربها و شرائطى چند و محدود دست بدست هم دهند و باعث شوند مواد طبيعت به صورت انسانى در آيد ، انسانى كه همه آثار انسانيت از او سر بزند ، كه در اين مثال عوامل محدودند و معلول محدودى كه همان صورت انسانيت است ، پديد آورده‌اند ، ولى اين صورت محدود ، آثارى نامحدود دارد . پس ديگر معنا ندارد كسى بپرسد : چطور آدمى بعد از مردن الى الأبد ميماند و آثارى دائمى از او سر مىزند ، با اينكه علل و عوامل پديد آمدن انسان ، محدود و معدود بودند ؟ و خلاصه چگونه عوامل پايان پذير ، علت پيدايش بى پايان مىشود ؟ . براى اينكه گفتيم : آن عوامل دست بدست هم دادند و يك معلول را پديد آوردند ، آن هم صورت انسانيت بود ، ولى اين صورت انسانيت كه علت فاعلى صدور آن آثار نامحدود است ، ( بخاطر تجردى كه در اثر حركت وجود بدست آورده دائمى است و در نتيجه ) ( مترجم ) خودش هم دائما با آثارش موجود است ، پس همين طور كه اين سؤال معنا ندارد ، آن سؤال نيز معنا ندارد . و اما جواب به اشكال چهارم ، اينكه خدمت و عبوديت هم مانند رحمت دو جور است يك عبوديت عامه ، يعنى خضوع و انفعال وجودى در برابر مبدأ وجود و ديگر عبوديت خاصه ، يعنى خضوع و انقياد در صراط هدايت بسوى توحيد . و هر يك از اين دو قسم عبوديت براى خود پاداشى از رحمت و اثرى مخصوص و مناسب با خود دارد ، عبوديت عامه كه در سراسر عالم هستى و در نظام تكوين برقرار است ، پاداشش رحمت عامه است كه در اين رحمت نعمت دائمى و عذاب دائمى ، هر دو مصداق آن رحمتند ، و اما عبوديت خصوصى ، جزاء و پاداشش رحمت خاص خداست و آن نعمت و بهشت است ، كه مخصوص كسانى است كه رحمت خاص و هدايت خاص خدا را پذيرفتند و اين خود روشن است . علاوه بر اينكه اگر اين اشكال وارد باشد ، بايد در مورد عذاب غير دائمى آخرت و حتى در